
نبرد شوروی با آلمان در جبهۀ شرقِ جنگ جهانی دوم از حیث میزان خشونت و خونریزی بیسابقه بود و به بهای جان میلیونها غیرنظامی و نظامی تمام شد. لی بِیکر، دانشیار رشتۀ تاریخ در دانشگاه سینسیناتی امریکا، در این کتاب ضمن برشمردن اشکالات اساسی در برنامهریزی طراحان نظامی آلمان، نشان میدهد که شوروی به چه ترتیب پس از تحمل شکستهای سنگین در سال 1941، رفتهرفته به خود آمد و «شیوۀ جنگیدن» را آموخت. از آن پس ارتش سرخ بر ورماخت چیرگی یافت و با حمایت «شرکا»یی بهمراتب قدرتمندتر از آلمان و متحدانش تجهیزات پیشرفته را پشتوانۀ مهارت رزمیاش قرار داد. از سوی دیگر کمبود سوخت نیز مزید بر علت شد تا اشتباهات تاکتیکی هیتلر و فرماندهانش در نهایت کفۀ ترازو را به نفع استالین و ژنرالهای کاربلدی نظیر رکاسوفسکی و ژوکوف سنگینتر کند. این کتاب از نظر تحلیل وضعیت تاکتیکهای نظامی آلمان و شوروی، توضیح دربارۀ جنایات «جوخههای مرگ» آلمان و نقش تعیینکنندۀ پارتیزانهای شوروی در تخریب طرحهای تهاجمی دشمن و نیز ذکر جزئیات مهمترین نبردهای جبهۀ شرق، از جمله «بارباروسا»، «استالینگراد»، «مسکو»، «آبی»، «کورسک» و «برلین»، همتا ندارد.
مجموعۀ «کارگاه تاریخ» به پشتوانۀ تحلیلهای دقیق و اسناد معتبر، پرتوی تازه بر رویدادهای مهم و مناقشهبرانگیز جهان، از اوایل عصر مدرن تا امروز، میاندازد. این کتابها بیش از پنج دهه منبع اساسی دانشجویان و پژوهندگان تاریخ بوده است که اینک بهتدریج در اختیار خوانندگان فارسیزبان قرار میگیرد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره این کتاب مینویسد.