انتشار تراژدی‌های ائوریپیدس با ترجمه كوثری | نشر نی
انتشار تراژدی‌های ائوریپیدس با ترجمه كوثری

به‌ یادِ بامداد و خواستِ مسكوب

 

منتشر شده در روزنامه‌ی شرق، ۱۴ مهر ۱۳۹۵

 

پارسا شهری: «با انتشار این گزیده از نمایشنامه‌های ائوریپیدس یكی از آرزوهای دیرین من، دست‌كم تا حدی، برآورده می‌شود و شادمانم از این‌كه توصیه‌ی شاهرخ مسكوب،‌آن آموزگار بزرگوار نسل ما، نیز تا حدی تحقق می‌پذیرد.» عبدالله كوثری،‌ مترجم مطرح در مقدمه كتابِ «ائوریپیدس» كه مجموعه‌ای است از پنج نمایشنامه مهم او، از جامه‌عمل‌پوشاندن به توصیه مسكوب خبر می‌دهد و ترجمه و انتشار این مجموعه را در كنار «سنكا»، یكی از خواسته‌های دیرینش می‌خواند. از ائوریپیدس، نوزده نمایشنامه برجا مانده است از میان نَود نمایشنامه‌ای كه به او نسبت داده‌اند. اما كوثری در گزینش از میان همین تعدادِ مانده هیچ تردیدی نداشته است، «زیرا بعد از مطالعه‌ی كم‌وبیش سی‌ساله این چهار تراژدی را بی‌هیچ گزافه‌گویی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تخیل و اندیشه‌ی آدمی می‌شمردم. اینها عبارتند از: مدئا، ایپولیتوس، زنان تروا و باكخانت‌ها (زنان باكخوسی). گذشته از این مشورت با كتاب‌های مترجمان و مفسرانی چون گیلبرت ماری و اچ.دی.اف.كیتو مرا در این گزینش استوارتر كرد.» اما در مورد گزینش تراژدی پنجم كار اندكی دشوار می‌شود. «گزینش الكترا، جدا از قدرت انكارناپذیر متن و برخی از پاره‌های بی‌همتای آن‌ كه براستی اوج شعر كلاسیك است.» البته این انتخاب نزدِ كوثری دلیل دیگری نیز داشت كه به مضمون اثر مربوط می‌شد و امكان قیاس بین رفتار سه تراژدی‌نویس بزرگ را با مضمونی واحد فراهم می‌آورد: «ماجرای این مادركُشی نخستین‌بار در نیازآورانِ آیسخولوس روایت شده، ‌سپس ائوریپیدس در نمایشنامه الكترا آن را به شیوه خود ترسیم كرده و سرانجام سوفوكلس در نمایشنامه‌ای با همان عنوان الكترا برداشت و تفسیر خود را از این ماجرا به قلم آورده.» در نظر كوثری تراژدی‌های ائوریپیدس جدا از اهمیتی كه در هنر تئاتر دارند و گذشته از آن‌كه دستمایه تفكر فلاسفه بوده‌اند، به‌لحاظ «زبان» اهمیت دوچندان دارند، او این تراژدی‌ها را «شعری باشكوه و در اوج قدرت تأثیرگذاری» می‌داند و می‌نویسد «با همین رویكرد به زبان این متن‌ها را برگزیده‌ام.» این رویكردِ مترجم از ابتدای كتاب، از همان تقدیم‌نامه كتاب نیز آشكار می‌شود. عبدالله كوثری ترجمه درخشان پنج نمایشنامه ائوریپیدس را به «ا. بامداد» تقدیم كرده است و می‌نویسد: «با یاد ا. بامداد، دوست و استادی بزرگ كه شعرش گستره‌ی پهناور زبان فارسی را به من نشان داد.» آن‌طور كه مترجم در مقدمه نیز نوشته است جز شاملو، این ترجمه نوعی ادای دین به شاهرخ مسكوب نیز محسوب می‌شود: «آن فرزانه‌ی یگانه بعد از مطالعه‌ی اورستیا در نامه‌ی مهرآمیزش از من خواسته بود كه بنشینم و تمام تراژدی‌های یونان را به فارسی برگردانم.»‌ ازاین‌رو كوثری از چند سال پیش ترجمه مجموعه آثار آیسخولوس را دست گرفته بود كه آن نیز در نشر نی منتشر شد و تا امروز سه چاپ از آن درآمده است. بعد از آیسخولوس به‌لحاظ تقدم زمانی او باید سراغ نمایشنامه‌های سوفوكلس می‌رفت، اما از آنجا كه شاهرخ مسكوب چند نمایشنامه مهم سوفوكلس را با عنوان «افسانه‌های تبای» سال‌ها پیش ترجمه كرده بود و «آنتیگونه» نیز با ترجمه نجف دریابندری درآمده بود، كوثری به سِنكا پرداخت و دو نمایشنامه مهم او را ترجمه و در همین نشر نی منتشر كرد. بعد نیز نوبت به ائوریپیدس رسید و با این كتاب، كه چند روزی بیشتر نیست منتشر شده، اینك مخاطب فارسی‌زبان غالبِ آثار كلاسیك مهم یونان را در اختیار دارد. كتابِ «ائوریپیدس» با پنج نمایشنامه‌ی «مدئا»،‌ «ایپولیتوس»،‌ «الكترا»، «زنان تروا» و «باكخانت‌ها»‌ و چندین مقدمه بر هر یك از این آثار، مجموعه‌ای كامل و جامع برای شناخت این تراژدی‌نویس بزرگ یونان به‌دست داده است. جز این كتاب مطلبی مفصل نیز در معرفی و شناخت ئوریپیدس و آثارش دارد. «ائوریپیدس از نسل سوم تراژدی‌نویسان بزرگ یونان و نویسنده‌ای است كه هم منتقدان باستان و هم پژوهشگران دوران جدید او را درام‌نویسی سنت‌شكن و نامتعارف می‌دانند.» او را رقیب سوفوكلس و «فیلسوف تئاتر» نیز خوانده‌اند، اما برخلاف سوفوكلس كه مناصب گوناگونی در دولت داشت، از هیچ مقام رسمی برای ائوریپیدس دست‌كم در آتن چیزی نمی‌دانیم و گرچه غالبِ نمایشنامه‌های او ارتباط بی‌واسطه و مستقیم با سیاست ندارند اما رویدادهای زمانه در آثار او تأثیری مشهود گذاشته‌اند. برای نمونه در «زنان پناهجو» كه شاید سیاسی‌ترین كار ائوریپیدس است او اقدامات شاه آتن را چنان توصیف می‌كند كه او دیگر شاهِ افسانه‌ای آتن نیست. «برخی بر این تصورند كه ائوریپیدس منتقد شهر خود،‌آتن بوده... اما در نمایشنامه‌های او آتن جایگاهی محترم دارد، این شهر همچنان حامی درماندگان و پاسدار قانون بین‌المللی است، پاسدار دموكراسی در برابر پادشاهی و جباریت در جاهای دیگر است... منصفانه‌تر این است كه بگوییم ائوریپیدس نمایشنامه‌هایش را ابزاری می‌كرد برای ابراز تردید درباره‌ی تصورات و ادعاهایی كه آتن در مورد خود داشت.» اما در مورد خودِ نمایشنامه‌ها: «مدئا اگرچه پس‌زمینه‌ای از سحر و جادو دارد، نمایشنامه‌ای رومانتیك نیست.» مدئا را «تراژدی شخصیت و موقعیت» می‌خوانند. «ایپولیتوس» به‌گواه سختگیرترین منتقدان ائوریپیدس نیز دارای وحدت ساختار، شخصیت‌پردازی صادقانه و تعادل كلاسیك است. «الكترا» تراژدی است كه بیشتر از هر تراژدی دیگری مورد سوءاستفاده بوده و كمتر از هر تراژدی درك شده است. «زنان تروا» شرحی فشرده و پرشور از موقعیتی سترگ است كه طرح و ساختاری ناچیز دارد. طراوت و زیبایی شعری خاص سبب شده، «باكخانت‌ها» از جایگاهی خاص در میان آثار ائوریپیدس برخوردار باشد، «این نكته در مورد سبك دراماتیك این نمایشنامه نیز صادق است.» با این‌ اوصاف ترجمه این پنج اثرِ سترگ تئاتر یونان كه هم از ایده‌های فلسفی سرشارند و هم غنای زبانی خاص دارند، كاری بس دشوار است و طبعا از مترجمی هم‌چون عبدالله كوثری برمی‌آید كه دستی در ادبیات قدیم ما دارد، بسیار شعر می‌خواند و از ذخایر واژگانی فارسی در ترجمه‌های خود به‌تمامی بهره می‌برد.

 

 

کتاب‌ها