گزارش نشست نقد و بررسی کتاب «هویت ایرانی» | نشر نی

گزارش نشست نقد و بررسی کتاب «هویت ایرانی»

95/06/01

گزارش نشست کتاب «هویت ایرانی از دوران باستان تا پایان پهلوی» در سرای اهل قلم خانه‌ی کتاب

 

نشست کتاب «هویت ایرانی از دوران باستان تا پایان پهلوی» در روز چهارشنبه 27 مرداد باحضور دکتر حمید احمدی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، دکتر کاوه بیات و دکتر راشد محصل در سرای اهل قلم تهران برگزار شد. در ابتدا دکتر احمدی توضیحاتی در مورد انگیزه‌های نگارش این کتاب و دلایل پرداختن به موضوع هویت ایرانی و همچنین جریان شکل‌گیری تدوین این کتاب ارائه کردند. 

دکتر احمدی ضمن این که مقدمه‌ی کتاب را تا حدی اشاره به این مسائل دانستند، توضیحات کامل‌تری را در این خصوص در جلسه ارائه کردند. وی هویت ایرانی را بخشی از دو دهه‌ی اخیر خود و همکارانش بخصوص آقای دکتر کاوه بیات دانستند که در رابطه با مسائل ایران معاصر به خصوص تا جایی که به مسائل همبستگی ملی، هویت ملی و وحدت ملی اقوام ایرانی مربوط می‌شده، تهیه شده و ادامه دار خواهد بود. وی دلیل پرداختن به این دست مسائل در دو دهه‌ی اخیر را پیدایش مسائلی در ایران دانست که در ایران پس از انقلاب رخ داد. انقلابی که به نوع انقلاب هویتی به حساب می‌آمد و در این حین مسائلی پیش آمد که نگرانی‌ها و چالش‌هایی را در رابطه با هویت ایرانی و همبستگی و وحدت ملی به وجود آورد. دکتر احمدی سه نکته یا دلیلی که باعث شد او به مبحث هویت ایرانی بپردازد را این‌گونه برشمرد:

نخست این بود که بعد از انقلاب یا غلبه‌ی گفتمان اسلامیت، بر اساس یک سری ناآگاهی‌های تاریخی، دیدگاهی حاصل شد که گویا ایران و اسلام دو پدیده‌ی جدا از هم هستند و همچنین ایرانی بودن و اسلامی بودن دو قطب متضاد در نظر گرفته می‌شدند که در نهایت تقابل بین ایران و اسلام به وجود آمد. و این قضیه باعث شد به بخش مذهبی هویت ایرانی توجه بسیار بیشتر داده شود و از آن طرف از توجه به وجه ملی و هویت تاریخی غلفت شود. بنابرین این نگرانی وجود دارد که عدم توجه بخش عمومی که شامل نهادهای گسترده‌ی فرهنگی و آموزشی است، باعث به وجود آمدن نوعی بحران و سرگشتگی و آشفتگی برای نسل جدید شود و دشمنان از این فرصت استفاده کنند و وارد گود شوند و گفتمان‌های خود را پیش ببرند. بنابرین عدم توجه بخش عمومی یعنی دولت که حافظ همبستگی و ملیت یک کشور است منجر به بحرانی در نسل جدید شده که گویا این دو مسئله یعنی دین ما و ملیت ما، دو مسئله‌ی متقابل هم هستند و باید یکی را انتخاب کرد. 

نکته یا انگیزه‌ی بعدی این بود که بعد از بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، در ایران گفتمانی به نام «قوم‌گرایی» آغاز شد که رو به گسترش بود و سابقه‌ی قدیمی‌ هم داشت که قبلا به نوعی مهار شده بود ولی بعد از فروپاشی شوروی و تاسیس کشورهای مستقل آسیای میانه این گفتمان قوم‌گرایی تشدید شد؛ که بر بحث قدیمی ملیت‌ها در ایران و اقوام ایرانی که هویت‌هایی واحد دارند تاکید می‌کرد و بیش‌تر حول این محور است که قومی به نام فارس فرهنگ و زبان و تاریخ خودش را به اقوام دیگر تحمیل کرده. اتفاقات دهه‌ی هفتاد میلادی این گفتمان را دوباره تقویت کرد و از یک طرف غفلت بخش عمومی و از طرف دیگر  فعالیت گروه‌هایی که عمدتا پشتوانه‌ی خارجی داشتند به این مسائل دامن زدند.

مسئله‌‌ی سوم بحث‌های گفتمانی جدید بود که هم‌زمان با مسائل قبلی و هم‌زمان با مسئله‌ی جهانی شدن و اندیشه‌ی پست‌مدرن به وجود آمد و سوال‌های «هویت چیست؟»، «ملیت چیست؟» و «هویت ایرانی چیست؟» مطرح شدند و ملیت زیر سوال رفت و نکته‌ی جالب این که این مباحث بیشتر در داخل ایران مطرح شد تا در غرب و کم‌کم داشت حالتی علمی به خود می‌گرفت و هژمونی پیدا می‌کرد. با توجه به این که در دوره‌ی معاصر و مدرن نگاه ما در مسائل اجتماعی و فلسفی و تاریخی تحت تاثیر دانش غرب بوده، وقتی هم این گفتمان وارد ایران شد، عده‌ی زیادی بخصوص در دانشگاه‌ها مشتاق این مسائل شدند که خود هویت ایرانی و ملیت ایرانی را زیر سوال می‌برد. 

وی همچنین در ادامه به جریان شکل‌گیری «هویت ایرانی» پرداخت. در دهه‌ی هفتاد شمسی، همزمان با دغدغه‌هایی که توضیح داده شد، دکتر احمدی متوجه مقاله‌ای از دکتر احمد اشرف، از پیشگامان علوم اجتماعی، در یکی از شماره‌های روزنامه اطلاعات شد که به مسئله‌ی هویت ایرانی پرداخته بود. در آن موقع دکتر اشرف در ایرانیکا فعالیت داشتند که در آن مدخلی در رابطه با هویت ایرانی نوشته شده بود. دکتر احمدی متن اولیه‌ی هویت ایرانی ایرانیکا را ترجمه و دکتر اشرف متن ترجمه را ویراستاری کردند. ولی بعدها به دلیل حجم کم و کافی نبودن متن ایرانیکا تصمیم گرفته شد که این متن گسترش یابد. دکتر اشرف با تفسیر و بازتفسیر به متن اولیه افزودند و بازسازی متن تا اواسط فصل مربوط به دوره‌ی قاجار پیش رفت تا این که به خاطر مشکلاتی ادامه‌ی کار متوقف شد. البته دکتر اشرف مقاله‌ای از آقای نیولی در متن گنجانده بودند که به مسئله‌ی ایران و هویت ایرانی در دوران پیش از اسلام اشاره کرده است. ایشان در بحث هویت ایرانی به این نتیجه رسیده‌اند که هویت ایرانی به عنوان هویت سیاسی و تکامل یافته در دوره‌ی ساسانیان تکمیل شده و در دوره‌ی اشکانیان و هخامنشیان کلمه‌ی ایران کاربرد کمتری داشته است که البته آقای نیولی در مقاله‌ی خود به این اشاره می‌کند که چند نفر از جمله آقای شهبازی با نظر ایشان مخالف هستند. بنابرین دکتر احمدی تصمیم گرفتند برای تکمیل بحث مقاله‌ی آقای شهبازی را هم به متن کتاب اضافه کنند که در واقع این دو قسمت حالت بحث و گفت‌وگویی است میان آقای نیولی و شهبازی. دکتر احمدی همچنین به برخی اشکالات و سوالات در مورد آوانگاری‌های زبان ایران باستان اشاره کردند که به وسیله‌ی دکتر راشد محصل رفع شد. 

در آخر با آگاهی از مهم‌بودن موضوع کتاب و انتظار مواجه شدن با استقبال خوانندگان بالاخره تعجیل شد و نشر نی چاپ آن را قبول کرد و با استقبال هم مواجه شد. 

در ادامه دکتر راشد محصل بحث مربوط به مسائل قبل از اسلام را ارائه دادند و عنوان کردند که به سبب ابهامی که در این مسائل وجود دارد نظریه‌های مختلفی هم وجود دارند. یعنی اسناد ما که به خط و زبانی است که امروز برای مردم قابل فهم نیست، بنابرین تفسیرهایی از آن می‌شود که ممکن است مبتنی بر نظر یک دانشمند ایران‌شناسی باشد که واقعا در اصل مطالب باشد یا نباشد. به نظر وی کاری که دکتر احمدی انجام داده پیگیری این مسئله از نظر تاریخی بوده است که از قدیمی‌ترین زمان شروع کرده تا به دوره‌ی جدید رسیده است و در ضمن ترتیبی که به مطالب داده‌اند نظر خود را هم ابراز کرده‌اند. یعنی پیوستگی این مسائل فرهنگی که ایران از گذشته تا کنون داشته، با کنار هم قرار دادن مسائل روشن کرده است. وی در خصوص مقاله‌هایی از آقای نیولی و شهبازی که در کتاب گنجانده شده مسائلی را مطرح کردند. به نظر وی اختلاف خیلی زیادی بین نظر آقای نیولی و شهبازی وجود ندارد ولی اختلاف نظر آن‌ها در قضاوت در مورد تداوم مسئله‌ی هویت یا گسستگی آن خیلی تاثیر دارد. نیولی معتقد است که تا زمان ساسانیان چیزی به عنوان هویت ایرانی به عنوان یک عنصر سیاسی وجود نداشته است. بلکه او واژه‌ی ایران را از ابداعاتی می‌داند که مردم برای محلی که در آن سکونت داشتند به کار می‌بردند. آقای شهبازی این نظر را تازه نمی‌داند، کما اینکه 150 سال پیش این نظر مطرح شده و آقای نیولی دوباره آن را پیگیری کرده است. آقای شهبازی معتقد است که این تفکر در دوران کیانیان و پیشدادیان هم وجود داشته و بعدها هم اگر می‌بینیم که تجلی این در دوره‌ی ساسانیان است، به این دلیل است که ساسانیان تعمدی داشتند در این که تاریخ و هویتی بسازند که هم جنبه‌ی زبانی و هم دینی داشته باشد وگرنه این تفکر در دوره‌های قبل هم وجود داشته است.    

وی در ادامه عنصر اصلی مسئله‌ی هویت ایرانی را زبان فارسی می‌داند که البته در کتاب آقای اشرف به اهمیت شعر و نثر فارسی در انتقال هویت ایرانی تاکید شده است. در تعریفی که آقای اشرف از هویت ملی و قومی دارند، آن را مقوله‌ای تاریخی می‌داند که در طول تاریخ تغییر پیدا می‌کند، به شکل دیگری در می‌آید، از فرهنگ‌های محلی اثر می‌گیرد، افکار دیگری در آن نفوذ می‌کند و در آخر یک مجموعه‌ی به هم بافته به عنوان یک مجموعه‌ی فرهنگی می‌شود. به نظر دکتر راشد محصل همین مسئله در زبان فارسی و مجموعه مطالب حماسی هم هست. حماسه در واقع آن تفکرات کهنی است که در بین مردم منطقه‌ای وجود دارد، به گذشته‌ی خود فکر می‌کنند، افتخاراتی داشتند و این افتخارات در زبان فارسی تجلی پیدا کرده است. بنابرین این‌ها در ماهیت تعریف خیلی به هم نزدیک هستند. بنابرین بر خلاف آن چیزی که می‌گویند، این هویت یا فکر، فکری که گسسته شده باشد نیست، بلکه این هویت اندیشه‌ای است که در هر دوره‌ی تاریخ به شکلی تجلی پیدا کرده تا این‌که به دوره‌ی جدید رسیده و درست است که عنصر اصلی هویتی که امروز از آن صحبت می‌شود از آن چیزی که اول بوده متفاوت است، اما وقتی این‌ها ریشه‌یابی شوند و کنار هم سنجیده شوند، به این نتیجه می‌رسیم که هویت ملی ایرانی چیزی است که از دوره‌های قبل از اسلام وجود داشته، در دوره‌های اسلامی به شکلی تکمیل و تدوین شده، در بعضی دوره‌ها مخصوصا دوره‌ی صفویه بیش‌تر روی آن تاکید شده تا این که به دوره‌های جدید رسیده و آن چیزی که ما به عنوان هویت از آن اسم می‌بریم، خمیره‌اش از ایران باستان شکل گرفته است. 

در آخر دکتر کاوه بیات مطلبی به عنوان معرفی کتاب آماده کرده بودند قرائت کردند که به تفکیک  هفت فصل کتاب بود. وی همچنین اشاره‌ای به کامل نبودن دو فصل آخر کتاب، فصل‌های مربوط به دوران حکومت قاجار و حکومت پهلوی و وجود چون و چراهایی در قسمت متاخر کتاب هویت ایرانی کرد که دلیل آن را جاری بودن آن و نپیوستن آن به تاریخ دانست. و در خلاصه عنوان کرد که «هویت ایرانی از دوران باستان تا پهلوی» در مقام سعی و تلاش در جهت فراهم آوردن یک خلاصه‌ی تاریخی از یک فرآیند فوق‌العاده پیچیده و درهم تنیده‌ی چند هزار ساله تلاشی درخور اهمیت و درخور ستایش است. یکی از الزامات اصلی چنین کاری نادیده نگذاشتن تفاوت‌ها و هر از گاه تناقض‌هایی است که در لایه‌های مختلف این هویت درهم پیچیده می‌توان دید. اهمیت کار اشرف نیز به رغم اختصار کار که اقتضای مقالات دایرة-المعارفی است نیز در ندیده نگرفتن این تفاوت‌ها است و اجتناب از یک تفسیر ساده‌انگارانه از هویت ایرانی.        

 

عکس‌ها و گزارش از: فرزاد قرائتی

کتاب‌ها